عمومی

آیا «من همان بدنم هستم»؟

آیا «من همان بدنم هستم»؟” عنوان خبری است که در وب سایت تیتروز و با موضوع عمومی منتشر شده است. تشریح این خبر را در ادامه بخوانید.

هنگامی‌که می‌گوییم «بدنی دارم»، این شبهه پیش می‌آید که گویی چیزی دارم در میان سایر «چیز»ها. و این فروکاستن بخشی از من است به سطح یک شیء-ابژه. روی دیگر سکه وقتی است که می‌گوییم «من همان بدنم هستم»! در واقع، تن من، خلاف نظر دوگانه‌انگار دکارت، پاره‌ای از وجدان و خودآگاهی من و عنصر عینی سازنده‌ی کلیّت و هویت من است (شیء-سوژه)، که در عین حال، وابسته به محیط پیرامونی است. «بدن من در جهان مانند قلب در اندام-ارگانیسم است»(مرلو-پونتی).

تن من بنابراین، به شکل اندام‌واری هم مرا در میان جهان قرار می‌دهد و هم مرا از سایر چیزها جدا و مجزا می‌سازد. هم توان لمس و گرفتن چیزها را به دست می‌دهد و آگاهی‌ام را ملموس و انضمامی می‌سازد (معمای مرلو-پونتی: جسم هم «بینا» است و هم «رؤیت‌پذیر») و هم با خودآگاهی‌ام یکی نیست. گویی نه من که واسطه‌ای است میان من و جهان. پس نه جسم از آن من است و نه من همان جسم هستم.

کم‌وکاستی‌های جسمی، چنان‌که تفاوت‌های جنسی، امری «عارضی» اند که با ادغام‌گرایی اجتماعی، و همبستگی معنوی ویژه، می‌توان بر سوءتفاهم‌ها و تبعیض‌های ناشی از آن مقابله کرد. در تجربه‌ی زیسته‌ی خود دیده‌ام که چگونه در سوئد (و سراسر کشورهای «سوسیال-دموکراتیک» اسکاندیناوی) دوستان مبتلا به فلج و کم توانی‌مان را مراقبت و تیمارداشت می‌کردند.

پیش‌نیاز توان‌یابی برای مواجهه با پدیده‌ی «معلولیت» (بویژه ناشی از فاجعه‌ی جنگ)، بینشی انسانی، منشی مدنی و اهتمامی ملی است که متاسفانه در هزارتوی بحران‌های کنونی رو به کاهش گذارده است.

این مطلب با عنوان “آیا «من همان بدنم هستم»؟” در وب سایت www.khabaronline.ir منتشر شده است در صورتی که پیشنهاد، نقد و یا اعتراضی به این مطلب دارید به لینک مرجع مراجعه نمائید یا از طریق فرم تماس با ما، این موضوع را مطرح نمائید.

منبع: www.khabaronline.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − 5 =

دکمه بازگشت به بالا